اصلا کلا یادم رفته بود از وبلاگم
از روزای خوب و بدی که باهاش داشتم از خاطراتم از همه و همه اش
یهویی الان این موقع شب یادم افتاد یه زمان وبلاگ داشتم و چه با شوق و اشتیاق روزمرگی هامو توش مینوشتم
الان که دارم مینویسم 26سالمه و صاحب یه دختر 7ماهه ام
همین الان تو همین لحظه یه دل گرفتگی شدید دارم
رها و همسری خوابیدن
منم و صدای تیک تاک ساعت و یه دل گرفته
چقدر الکی خودمو اذیت میکنم برای همه چی
اصن من زاده شدم برای دیگران نه برای خودم
همیشه مراقبم چیزی نگم کسی بدش بیا یا مثلا اون حرفو گفتم نکنه ف